قالب وردپرس

ضرب المثل ملا، خدا بد نده

ضرب المثل ملا، خدا بد نده
ضرب المثل ملا، خدا بد نده
ضرب المثل ملا، خدا بد نده

ضرب المثل ملا، خدا بد نده

ضرب المثل ملا، خدا بد نده::

به افرادی می گویند که بیماری خود را بیش از حد بزرگ جلوه می دهند.

ملا در مکتب خانه ای درس می داد و در آن شهر زندگی می کرد.

وای به حال شاگردی که ملا ازاو درس می پرسید و شاگرد درست جواب نمی داد.

چوب و فلک وسطکلاس مهیا می شد و دانش آموز تنبل به شدیدترین شکل ممکن موردتنبیه قرار می گرفت.

بعضی دانش آموزان ازشدت ترس هرچه خوانده بودند بادیدن چنین صحنه هایی فراموش می کردند.

همیشه همه ی دانش آموزان سعی می کردند به نحوی به دانش آموزی که از او سؤال پرسیده شده کمک کنند تا از تنبیه احتمالی جان سالم به در برد. یک روز که ملا قرار بود درس سختی از دانش آموزان بپرسد، بچه ها با هم نقشه ای ریختند تا ملا را از پرسش منصرف کنند چون احتمال می دادند امروز نیمی از بچه ها با چوب و فلک تنبیه شوند.

ضرب المثل ملا، خدا بد نده

ضرب المثل ملا، خدا بد نده

ضرب المثل ملا، خدا بد نده

بچه ها تصمیم گرفتند وقتی دیدند ملا به مکتب خانه نزدیک می شود، یکی از دانش آموزان زرنگ کلاس به پیشواز او برود و همین کار را هم کردند. آن دانش آموز نزدیک رفت سلام کرد، ملا از این رفتار او خوشش آمد.

با لبخند جواب سلام او را داد.

دانش آموز پرسید:ملا خدا بد ندهد! حالتون خوب نیست؟ چرا اینقدر رنگتان پریده؟

 

ملا که حالش خوب بود و هیچ کسالتی نداشت گفت:خدا نکنه، دهنت رو ببند.

ملا و دانش آموز کمی که جلوتر آمدند یکی دیگراز دانش آموزان طبق نقشه به دیدارملا آمد.

سلام کرد و گفت: ملا جان! خدا بد ندهد. حالتون بد شده؟ رنگتان امروز زرد شده؟ملا اخم کرد و گفت: چه می گویی؟ خودت مریضی؟ من حالم خوب است.

ضرب المثل ملا، خدا بد نده

ملا به مکتب خانه که رسید قبل از اینکه کفش هایش را درآورد یکی از بچه ها جلو رفت و گفت: سلام، ملا خدا بد ندهد! امروز حالتون خوش نیست؟ ملا این بار جواب سلام را داد، چیزی نگفت و به سمت جایگاهش در مکتب خانه رفت تا سرجایش بنشیند. بچه ها همه با هم سلام کردند. بعد از اینکه ملا با تکان دادن سر جواب همه را داد، یکی دیگر از بچه ها گفت: ملا خدا بد ندهد! ناخوش هستید، همزمان یکی دو تای دیگر از بچه ها حرف او را تصدیق کردند و گفتند: راست می گوید ملا خدا بد ندهد. ملا عصبانی شد و گفت: ساکت! دهنتون را ببندید، کی گفته من مریض هستم؟

 

همه ی بچه ها سکوت کردند و فکر کردند نقشه شان نگرفته کمی که گذشت ملا در اثر تلقینی که بچه ها به او کرده بودند کم کم احساس ضعف کرد بلند شد تا حالش از این بدتر نشده از مکتب خانه خارج شود. بچه ها گفتند: ملا چی شده؟ ملا گفت: نمی دانم چه شد، احساس ضعف و سرگیجه دارم. می خواهم تا حالم بدتر از این نشده به خانه برگردم و هرچه زودتر جوشانده ای بخورم تا حالم بهتر بشه.

ضرب المثل ملا، خدا بد نده

بعد روکرد به شاگرد زرنگ کلاس که همان شاگردی بود که به پیشوازش رفته بود و گفت:

تو امروز به جای من مسئول درس و مشق بچه ها هستی. امروز را استراحت می کنم تا زودتر حالم بهتر شود و بتوانم فردا خودم به مکتب خانه برگردم. آن وقت از مکتب خانه خارج شد و به خانه رفت. بچه ها از اینکه نقشه شان گرفته بود در پوست خود نمی گنجیدند آنها با این نقشه حداقل برای یک روز از تنبیه با چوب و فلک نجات پیدا کردند.

منبع: rasekhoon.net

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “ضرب المثل ملا، خدا بد نده”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه + 19 =

قالب وردپرس